تبليغاتX
آوای سکوت - آسمان شهر مردم تیره و تار است

آوای سکوت

آسمان شهر گرفته است .

آسمان شهر مردم تیره و تار است . آسمان دل مردم هم . از قیافه ها کم معلوم

 نیست !

آسمان چند طبقه ای پایین آمده . هوا سنگین تر و تنفس مشکل تر شده .

این هوا شش ها را به زحمت انداخته . دل هارا هم .

آسمان را نگاه می کنم . خیلی پر حرف و پر درد به نظر می رسد . ملت چتر ها را

 برداشته اند . آماده که کم محلی کنند به حرف آسمان . چتر باز زیر باران یک

نوع بی محلی است به آسمان به دردش . ملت خیلی بی رحم شده اند .

 البته بودند .

آسمان طاقتش تمام شده ، پر واضح است . اما هنوز سینه اش را ندریده .

برای این مردم از همه جا مانده .

آسمان را نگاه می کنم و با خود می گویم :

ای آسمان ! خودت را خراب کن روی این جماعت . بالا بیاور هر چه درونت هست .

 بگو هر چه ناگفتنی ست . کم هستند کسانی که چتر ندارند یا چترهایشان

را می بندند وقتی حرف هایت را می ریزی ولی تو فکرشان نباش .

 سینه ات را بدر هر چه آن توست ، گندیده ، روانه زمینیان کن که لایق ترینند .

ای آسمان ! خودت را اینقدر ها پایین نیاور . آن بالا ها باش و آسمان .

چهره عبوست را برای خود باز کن ، به خاطرت .

ای آسمان ! گریه کن به خاطر کسانی که چتر ندارند . کسانی که می خواهند

 اشک هایشان را در اشک هایت پنهان کنند . کسانی که مثل تو آسمانند

اما نه مثل تو این پایین زمین اند .

بغضت را بشکن تا بشکنند بغضشان را کسانی که منتظر یک بهانه هستند .

 

توضیح ۱: این تاپیک قرار بود دیروز آپ شه ولی چون هیچ چیزی در این مملکت

طبق اصول نیست  اینترنت ما هم از این قاعده مستثنی نیست و دیروز قطع شد .

توضیح ۲: امروز وقتی از خواب بر خواستیم شهر گونه ای دیگر بود . دیشب از

 آسمان نه باران نه آب بلکه گل (گ به ضم کسره )باریده بود .

 همه جا خاکی و زرد عین کویر شده بود .

 

 

+ نوشته شده در  2009/4/24ساعت 20:6  توسط آوای سکوت  |