دوشنبه 4 خرداد 88
امروز میر حسین موسوی در دیار خودش بین هم خونانش و هم زبانانش حضور
داشت . حضوری گرم و سرشار از امید .
امیدی که چندی ست در دل ها کم پیدا و بعضا نا پیداست .
میر حسین آمد تا روشن کند فانوس های خاموش امید را .
امید به زندگی ، فقط .
کار بسیار سختی است . اما او این خطر را به جان خریده . خطر هرگونه ناجوانمردی
را از سوی بی مرامان روزگار .
او برای من ، برای تو، برای ما به میدان آمده است . پس بر من ، بر تو ، بر ماست
که تنها نگذاریمش .
بعد از ظهر بارانی دوشنبه 60 هزار دل ، 120 هزار چشم و گوش منتظر مقابل میر
حسین ایستادند زیر باران . تا ببینند و بشنوند آنچه را که آنرا از دست داده می دیدند،
امید را .
باز باید سرنوشت از سرنوشت .
تصاویر بیشتر را اینجا ببینید .
